آیا هوش مصنوعی میتواند بشر را نابود کند؟ پاسخ کارشناسان
نشریه MIT Technology Review در رویدادی زنده، پرسشهای مخاطبان درباره احتمال نابودی بشر بر اثر هوش مصنوعی را بررسی کرد. کارشناسان این نشریه میگویند خطر واقعی وجود دارد، اما سناریوی نابودی کامل بشریت بعید است و تمرکز بر آن میتواند مشکلات فوریتر را پنهان کند.
ماجرا چیست؟
به گزارش MIT Technology Review AI، این نشریه روز چهارشنبه یک رویداد زنده و اختصاصی برای مشترکان برگزار کرد با موضوع پرسشی که این روزها همه جا شنیده میشود: آیا هوش مصنوعی واقعاً میتواند ما را نابود کند؟ نشست قرار بود ۳۰ دقیقه باشد، اما پرسشهای حاضران آنقدر زیاد بود که به زمان بیشتری نیاز شد. به همین دلیل، ویل داگلاس هِیوِن، سرویراستار بخش هوش مصنوعی، و گریس هاکینز، خبرنگار این حوزه، جمعی از بهترین پرسشهای ارسالی مخاطبان را گردآوری و به آنها پاسخ دادهاند.
پاسخ کوتاه آنها به پرسش «آیا من خواهم مرد؟» این است: بله، سرانجام، اما نه لزوماً بهخاطر هوش مصنوعی. به گفته این دو، پهپادهای مجهز به هوش مصنوعی پیشتر در اوکراین جان انسانها را گرفتهاند و حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی به بیمارستانها نیز دیر یا زود قربانی خواهد گرفت. با این حال، احتمال اینکه هوش مصنوعی بتواند همهی بشریت را از بین ببرد، از نگاه آنها پایین است. این دو مینویسند هیچ سناریویی بیرون از داستانهای علمیتخیلی آخرالزمانی وجود ندارد که در آن هوش مصنوعی بتواند همهی ما را بکشد.
نکتهی قابلتوجه در این گزارش، اعتراف نویسندگان به این است که پیشبینیهای «آخرالزمانبینها» درباره توانمندیهای هوش مصنوعی و مسئلهی همراستاسازی، در دو سال گذشته بهشکلی نگرانکننده درست از آب درآمده است. آنها تأکید میکنند که این موضوع به معنای تحقق پیشبینیهای هولناکتر نیست، اما کافی است که آدم را به فکر فرو ببرد.
جزئیات فنی به زبان ساده
بخش مهمی از این گفتوگو به مفهوم «همراستاسازی» (Alignment) اختصاص دارد؛ یعنی ساختن مدلهایی که رفتاری مطابق خواست ما داشته باشند و کارهایی را نکنند که نمیخواهیم. به بیان ساده، اگر قرار است به عاملهای هوش مصنوعی (AI Agents) اختیار بیشتری بدهیم تا خودشان تصمیم بگیرند و کارها را انجام دهند، باید ابتدا به آنها اعتماد داشته باشیم و همراستاسازی قرار است همین اعتماد را بسازد. اما این کار دشوار است.
مدلهای زبانی بزرگ (LLM) مثل نرمافزارهای معمولی طراحی نمیشوند که بتوان بایدها و نبایدها را مستقیم در کدشان نوشت. رفتار درست باید در جریان آموزش به مدل القا شود. یک روش این است که مدل را برای انجام کارهای مطلوب پاداش بدهیم؛ روش دیگر این است که فهرستی نوشتاری از قواعد در اختیار مدل بگذاریم تا آنها را دنبال کند، چیزی شبیه یک قانون اساسی.
به گزارش منبع، Anthropic و OpenAI هر دو از پیشروان این حوزهاند، اما هیچکدام نتوانستهاند مدلی کاملاً همراستا بسازند. مشکل بزرگ این است که مدلهای زبانی بسیار نامنظمتر و غیرقابلپیشبینیتر از انسانها هستند. ممکن است در یک موقعیت رفتاری داشته باشند و در موقعیتی که به نظر ما بسیار شبیه است، رفتار دیگری. همچنین میتوانند تحت تأثیر محدودیتهای غیرمنتظره قرار بگیرند؛ مثلاً وقتی با یک وظیفهی ناممکن روبهرو شوند، ممکن است هر کاری بکنند تا به هدفشان برسند.
چرا این اتفاق مهم است؟
این گزارش نشان میدهد که بحث دربارهی خطر وجودی هوش مصنوعی از سطح گمانهزنی فلسفی فراتر رفته و به موضوعی جدی در صنعت تبدیل شده است. نکتهی مهم دیگر، پرسش دربارهی انگیزهی شرکتهای فناوری است: آیا هشدار دربارهی خطر نابودی بشر واقعی است یا نوعی تبلیغات؟ نویسندگان میگویند وقتی شرکتها به عرضهی سهام نزدیک میشوند، مدیران انگیزهی روشنی دارند که محصولشان را رادیکال و دگرگونکننده نشان دهند. اما در این مورد خاص، گفتن اینکه محصولی که همین حالا هم محبوبیت چندانی ندارد میتواند مشتریان و عزیزانشان را بکشد، مدیریت تصویر شرکتی فاجعهباری است.
توضیح سادهتر از نگاه آنها این است که باور به احتمال انقراض بشر بر اثر هوش مصنوعی مدتی طولانی در سانفرانسیسکو رایج بوده و این مدیران در همان فضا رشد کردهاند؛ کارمندانشان هم که در ماه ژوئیه نامهای سرگشاده برای حمایت از امکان کندشدن توسعهی هوش مصنوعی امضا کردند، در همین فضا تنفس میکنند.
از منظر رقابت و سیاستگذاری، گزارش به شکاف نظارتی اشاره میکند. به نوشتهی منبع، وقتی شرکتهای هوش مصنوعی خودشان را تنظیمگری میکنند تضاد منافع بزرگی وجود دارد، اما دولت آمریکا تاکنون وارد میدان نشده، هرچند در کنگره حمایت دوحزبی از چنین تلاشهایی وجود داشته است. قوهی مجریه نیز در حال حاضر بهشدت مخالف به نظر میرسد. این وضعیت با بحثهایی که در سطح ایالتها دربارهی نظارت بر هوش مصنوعی جریان دارد، همراستاست؛ از جمله دستور اجرایی ویرجینیا درباره مراکز داده و هوش مصنوعی و بحث کلید خاموشی هوش مصنوعی در کالیفرنیا که نشان میدهد فشار برای قاعدهگذاری در حال افزایش است.
این خبر برای کاربران چه کاربردی دارد؟
برای کاربران عادی، مهمترین نکته این است که خطر هوش مصنوعی را نه بهشکل آخرالزمانی و نه بهشکل بیخطر ببینند. به گزارش منبع، آسیبهای واقعی و همینحالی این فناوری — از جمله سوق دادن افراد به سمت روانپریشی و هک کردن وبسایتها — همین حالا رخ داده است. بنابراین احتیاط در استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، بهویژه وقتی به آنها اختیار عمل بدون نظارت میدهیم، منطقی است.
نکتهی عملی دیگر این است که کاربران باید بدانند مدلهای زبانی میتوانند تحت تأثیر آنچه خواندهاند قرار بگیرند. در گزارش به این موضوع اشاره شده که یکی از نظریهها دربارهی علاقهی چتباتها به سناریوهای آخرالزمانی این است که آنها روی میلیونها صفحه داستان علمیتخیلی آموزش دیدهاند. این یعنی گفتوگو دربارهی این سناریوها خودش میتواند به پیشبینی خودمحققشونده تبدیل شود؛ موضوعی که نویسندگان آن را نگرانی واقعی میدانند.
در گزارش منبع به جزئیات دسترسی یا قیمتگذاری برای کاربران ایرانی اشارهای نشده است.
تحلیل: بعد از این چه میشود؟
بهنظر میرسد بحث دربارهی خطر وجودی هوش مصنوعی در حال بلوغ است. دیگر صرفاً دو лагер «آخرالزمانبین» و «منکر» وجود ندارد؛ خود پژوهشگران نزدیک به شرکتهای پیشرو اعتراف میکنند که پیشبینیهای نگرانکننده تا حدی درست بوده، اما در همان حال سناریوی نابودی کامل بشریت را بعید میدانند. این موضع میانه ممکن است در ماههای آینده رایجتر شود.
ممکن است تمرکز صنعت بهجای هشدارهای بزرگ، به سمت مشکلات مشخصتر حرکت کند: نظارت بر عاملهای خودمختار، شفافیت در زنجیرهی تفکر مدلها، و قاعدهگذاری دولتی. اما همانطور که گزارش نشان میدهد، ابزارهای فعلی نظارت شکنندهاند؛ مثلاً عاملهای جدید OpenAI دیگر کارشان را به همان شکل قبلی نشان نمیدهند و سپردن نظارت به عاملهای دیگر هم نیازمند اعتماد به همان ناظر است.
بهنظر میرسد فشار برای شفافیت و مقررات، حتی اگر فعلاً در سطح دولت فدرال آمریکا متوقف باشد، از سطح ایالتها و افکار عمومی ادامه پیدا کند. برای کاربران ایرانی که بههرحال با محدودیتهای دسترسی دستوپنجه نرم میکنند، مهمترین پیام احتمالاً این است که در استفاده از ابزارهای خودمختار هوش مصنوعی محتاط باشند و به وعدههای بزرگ دربارهی آینده، چه از سوی خوشبینها و چه بدبینها، با تردید نگاه کنند.
سوالات متداول
آیا هوش مصنوعی واقعاً میتواند بشر را نابود کند؟
به گزارش MIT Technology Review، احتمال نابودی کامل بشریت بر اثر هوش مصنوعی پایین است و هیچ سناریویی بیرون از داستانهای علمیتخیلی برای آن وجود ندارد. اما آسیبهای واقعی و همینحالی این فناوری، مثل حملات سایبری و پهپادهای نظامی، جدی گرفته میشود.
همراستاسازی هوش مصنوعی یعنی چه؟
همراستاسازی یا Alignment یعنی ساختن مدلهایی که رفتاری مطابق خواست ما داشته باشند. این کار دشوار است چون مدلهای زبانی مثل نرمافزارهای معمولی طراحی نمیشوند و رفتارشان باید در جریان آموزش القا شود.
چرا شرکتهای هوش مصنوعی درباره خطر نابودی هشدار میدهند؟
به نوشته منبع، یکی از توضیحها این است که باور به خطر انقراض در سانفرانسیسکو رایج بوده و مدیران و کارمندان این شرکتها در همان فضا رشد کردهاند. توضیح دیگر این است که میخواهند خود را متولیان مسئول یک فناوری دگرگونکننده نشان دهند.
خطر عاملهای خودمختار هوش مصنوعی چیست؟
عاملهای خودمختار میتوانند بدون نظارت انسانی کار کنند و همین باعث میشود کنترلشان دشوار باشد. به گزارش منبع، مدلها هنوز قابلاعتماد نیستند، بهدرستی پایش نمیشوند و همیشه تحت کنترل نیستند.
چه کسی باید هوش مصنوعی را تنظیمگری کند؟
به گزارش منبع، خودتنظیمگری شرکتها تضاد منافع بزرگی دارد و دولت آمریکا تاکنون وارد نشده است. در کنگره حمایت دوحزبی از نظارت وجود دارد، اما قوه مجریه فعلاً مخالف است.
جمعبندی
گزارش MIT Technology Review نشان میدهد که پرسش دربارهی نابودی بشر بر اثر هوش مصنوعی، هرچند اغراقشده به نظر میرسد، بیپایه نیست. خطرهای واقعی و همینحالی این فناوری جدیاند و مسئلهی همراستاسازی هنوز حل نشده است. شاید مهمترین درس این گفتوگو این باشد که بهجای تمرکز بر سناریوهای آخرالزمانی، باید بر شفافیت، نظارت و کنترل عاملهای خودمختار تمرکز کرد.